نام : گمنام شهرت : آواره شغل : عاشق نام پدر: پريشان نام مادر: فرشته غم نام خواهر : گريان نام برادر: انتظار نام دوست : بی خيال محله : از ديار فراموش شدگان درد : سکوت غزل : آه دبيرستان : عاشقان جرم : به دنيا آمدن محکوم : به زنده ماندن پلاک : بيکران نشانی :شهر صفا ، ميدان وفا ، بزرگراه محبٌت ، خيابان آشنايي ، چهارراه سرگردانی ، کوچه عشق ، پلاک بيکران ، منزل چشم انتظار
من از دوستان گلم معذرت میخوام ازاینکه وبلاگم غمگینه و باعث ناراحتی شما میشه . این وبلاگ حرف دل خودمه حرفای دلمو جایی ندارم که بگم واسه همینه که غمگینم. من شنیده بودم بعضی از دوستان که میان دلشون میگیره . بازم معذرت میخوام.دوستتون دارم...بی اندازه
می خوام برم پا ندارم می خوام نرم جا ندارم گریه کنم دل ندارم داد بزن نا ندارم بودنم با تو حرومه دیگه همه چی تمومه آخ که این لخظه چه شومه من دلم تنگ میشه تو دلت سنگ میشه نزار ابن تنگ بلور بشکنه با این غرور
اونی که میخواستی تو غبارا گم شد مرغی شد و پشت حصارا گم شد اسم تو رو رو بال مرغا نوشت رو کنده سبز درختا نوشت یه روز که بارون میومد بهش گفت یه روز دیگه رو موج دریا نوشت دریا با موجاش اونو از خودش روند مرغ هوا گم شد و اونو گریوند اونی که میخواستی تو غبارا گم شد مرغی شد و پشت حصارا گم شد باد اومد و تو جنگلا قدم زد اسم تو رو از همه جا قلم زد ببین جدایی چه به روزش آورد چه سرنوشتی که براش رقم زد اونی که میخواستی تو غبارا گم شد مرغی شد و پشت حصارا گم شد
داشتم توي خيابان هاي شهر عشق قدم مي زدم گذارم افتاد به قبرستان عشق خيلي تعجب کردم تا چشم کار مي کرد قبر بود . پيش خودم گفتم يعني اين قدر قلب شکسته وجود داره ؟؟ همين طور که مي رفتم متوجه يک دل شدم انگار تازه خاک شده بود . جلو رفتم و ديدم روي سنگ قبر چند تا برگ افتاده کنار قبر نشستم و براش دعا کردم وقتي برگ ها را کنار زدم ديدم .... اون دل همون کسي بو که باعث شده بود دل من خيلي پيش ها بميره
تو به شفافي شبنم روي برگا من مثل برگ زردي كه ميفته از درختا تو مثل طراوت گلاي نرگس روي قلبم من نوشتم بي تو هرگز..!! بين من و تو فاصله غوغا مي كنه ياد حرفهاي قشنگت منو رها نمي كنه تو منو گذاشتي رفتي توي روزگار وحشي توي كوچه هاي غربت دنبالم حتي نگشتي تو مثل ستاره اي که توي شبهاي سياهم مي درخشي و ميشي جون پناهم تو مثل طراوت گلاي پونه چرا رفتي از برم اي ديوونه تو مثل يه تيكه ابري توي آسمون آبي پاک و ساده مثل رویا مثل خوابی بگو یکبار آره یکبار برمیگردی یا هنوزم بی تفاوت یخ سردی
به عشق گفتم : تا تو رو دارم تنها نيستم من رو تنها گذاشت و رفت .... به احساس گفتم: تا تو رو دارم تنها نيستم من رو تنها گذاشت و رفت .... به وفا گفتم: تا تو رو دارم تنها نيستم اونم من رو تنها گذاشت و رفت.... ولي وقتي به تنهايي گفتم: تا تو رو دارم تنها نيستم ،
عروسک جون فدات شم تو هم قلبت شکسته که صد تا شبنم اشک روی چشمات نشسته منم مثل تو بودم یه روز تنهام گذاشتن یه دریا اشک حسرت توی چشمام گذاشتن چه تهمت ها شنیدیم چه تلخی ها چشیدیم عروسک جون تو می دونی که حسرتو کشیدی عروسک جون زمونه منو این گوشه انداخت به جای آزادی برام زندون غم ساخت بمیره اون کی می خواست مارو گریون ببینه درهای سینه هامو نو ز غم ویرون ببینه عروسک جون نگام کن چشام برقی نداره زمستونه تو قلبم دیگه گرمی نداره باید اینجا بخشکیم توی گلدون شکسته نه اینکه باغبون نیست در گلخونه بستست دلم می خواد یه روزی پر گشایم پرستوی سعادت رو ببینم نمی خوام بیش از این تو صورت من نشون یأس و وحشت رو ببینه دلم می خواد یه روزی خارج از غم تبسم روی لبهامون بشینه شاید اون روز دوباره جون بگیرن نهال آرزوهامون تو سینه ...
باورم نمیشه دستات توی دست من نباشن... رو در رو دیوار خونه گرد تنهایی بپاشن تو همونی که می گفتی تو دنیا هیچکی مثل من پیدا نمی شه . تو همونی که می گفتی قلبم مال تو باشه واسه همیشه.... باورم نمیشه چشمات بره مال دیگرون شه با غریبه آشنا شه با غریبه مهربون شه تو همونی که می گفتی تو دنیا هیچکی مثل من پیدا نمی شه . تو همونی که می گفتی قلبم مال تو باشه واسه همیشه... !
سبب منم که میشکنم اما حرفی نمی زنم... اگه هیچ کس برام نموند واسه اینه که سبب منم! کاش بدونی ماتم دنیا بی تو فقط گریه می خوام. کی می دونه این حسرتا چه کار کرده با روز و شبام... تو زندگیم یه دنیایی یه کابوسم تو رویایی. یه پائیزم تو بهاری من یه مرداب تو دریایی. از این گریه چه می دونی نه دردمی نه درمونی! به چه امید می خوایی باشی که پیش دردام بمونی.......................
داشتم توي خيابان هاي شهر عشق قدم مي زدم گذارم افتاد به قبرستان عشق خيلي تعجب کردم تا چشم کار مي کرد قبر بود . پيش خودم گفتم يعني اين قدر قلب شکسته وجود داره ؟؟ همين طور که مي رفتم متوجه يک دل شدم انگار تازه خاک شده بود . جلو رفتم و ديدم روي سنگ قبر چند تا برگ افتاده کنار قبر نشستم و براش دعا کردم وقتي برگ ها را کنار زدم ديدم .... اون دل همون کسي بود که باعث شده بود دل من خيلي پيش ها بميره ...