نام : گمنام شهرت : آواره شغل : عاشق نام پدر: پريشان نام مادر: فرشته غم نام خواهر : گريان نام برادر: انتظار نام دوست : بی خيال محله : از ديار فراموش شدگان درد : سکوت غزل : آه دبيرستان : عاشقان جرم : به دنيا آمدن محکوم : به زنده ماندن پلاک : بيکران نشانی :شهر صفا ، ميدان وفا ، بزرگراه محبٌت ، خيابان آشنايي ، چهارراه سرگردانی ، کوچه عشق ، پلاک بيکران ، منزل چشم انتظار
من از دوستان گلم معذرت میخوام ازاینکه وبلاگم غمگینه و باعث ناراحتی شما میشه . این وبلاگ حرف دل خودمه حرفای دلمو جایی ندارم که بگم واسه همینه که غمگینم. من شنیده بودم بعضی از دوستان که میان دلشون میگیره . بازم معذرت میخوام.دوستتون دارم...بی اندازه
آرام آرام در زندگی قدم می زارم زندگی و دنیا آرام آرام با من سازه مخالف می زنن . همه چی همیشه آرام آرام شروع می شه . میرم تو غصه آرام آرام .
آیا غصه همیشه آرام می یاد یا واسه من اینطوره آیا تو بدون من می تونی بمونی . چرا همیشه اظهار داری که بود و نبودم واست مهم نیست . آخه شنیدی می گن : " از آن نترس که هایو هوی دارد از آن بترس که سر به زیر دارد ."
نمی دونم ولی به اون خدای مهربون اینبار تصمیم گرفتم تو رو به دست باد بدم که به هرطرف که دوس دارند تو رو ببرند ،شاید اون وقت بفهمی که آره من واست یه کارهایی کرد ؟،؟ حالا ببینیم باد چی کار می کنه . اون خودش می دونه چه طور همه رو به راه بیاره . بزار ............
تو رو به قیمت جون
به همین یه لقمه نون
تو رو به ماه آسمون
به عاشقای بی نشون
تو رو به حرمت چشمات
به همه ی مقدسات
تو رو به خود خدا
به حق حقه شبونه هات
قسمت می دم ، قسمت می دم
قسمت می دم از عشقم نگذری
قسمت می دهم که از اینجا نری
قسمت می دم ، قسمت می دهم
تو اگه بخوای فقط با یک نگاه
من برات خورشید رو آتیش می زنم
یه روزی دلم اگه ، تو رو نخوادمن اون از توی سینه میی کنم
يک روز خزان پاييزي پرستويي را در حال مهاجرت ديدم به او گفتم چون به دياره يارم ميروي به او بگو دوستش دارم و منتظرش مي مانم بهار سال بعد پرستو نفس نفس زنان امد و گفت: دوستش بدار ولي منتظرش نمان!!!!!!!
بهت نمي گم دوست دارم ، ولي قسم مي خورم دوست دارم ... !!
بهت نمي گم دوست دارم ، ولي قسم مي خورم دوست دارم ، بهت نمي گم كه هر چي بخواي بهت مي دم ، چون همه چيزم تويي ، نمي خوام خوابتو ببينم ، چون تو خيلي خوش تر از خوابي ، اگه يه روزي چشمات پر از اشك شده دنبال يه شونه گشتي كه گريه كني ، صدام كن ، بهت قول نمي دم كه ساكتت كنم منم پا به پات گريه مي كنم ، اگه دنبال مجسمه سكوت مي گشي تا سرش داد بزني ، صدام كن قول ميدم ساكت بمونم ، اگه دنبال خرابه مي گشتي تا نفرتتو توش خالكي كني ، صدام كن ، قلبم تنها خرابه ي وجود توست
يادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم وقت پرپر شدنش سوز و نوايي نکنيم پر پروانه شکستن هنر انسان نيست گر شکستيم ز غفلت،من و مايي نکنيم يادمان باشد سر سجاده عشق جز براي دل محبوب دعايي نکنيم طلب عشق ز هر بي سرو پايي نکنيم .
وقتی به آرامش می رسی ، زندگی رو زیباتر از اون چه هست می بینی .
فکر می کنی شاه کلید زندگی رو در دست داری و …
در صورتی که این آرامش ها همیشه زودگذرند.
آره زودگذرند.
می دونید چرا چون بعد یه مدت احساس می کنی اون زیبایی اون آرامش تکراریه . دیگه از اون لذت نمی بری. چرا ما آدم ها این طوری هستیم تا وقتی چیزی رو یا کسی رو نداریم برای به دست آوردنش تلاش می کنیم ، همینکه به دستش آوردیم دیگه اون تلاشی رو که قبلش می کردیم نمی کنیم . در حالی که تلاش اگه بعدش نیاد کم کم اون زیبایی رو از دست می ده . به نظرتون تلاش بعدش چقدر می تونه یاعث تثبیتش بشه ؟
یه بار دیگه میگم که دوستت دارم تا اینو خوب بفهمی و دیگه بهش شک نکنی ولی آخرقصه چیه؟
تو بگو ! همیشه از پایان ترسیدم ! یعنی امکان داره این همه دوست داشتن تموم بشه؟ جواب خاطره هام رو چی بدم ؟ بی تو و صدای مهربونت چطوری آروم بشم ؟؟ به چه امیدی مشکلاتمو تحمل کنم ؟؟ با کدوم لا لایی بخوابم ؟ پایان ! نه ! نداره ! باورم نمی شه ! نمی شه که ما تموم بشه ! می شه؟ ما تموم بشه و من بمونم و تو !!! نبود تو از همه چیز این جهان بی رحم وحشتناک تر ِ آخر قصه چیه ؟؟ نه! نمی شه! دوست داشتن که از بین نمیره ، می ره ؟
می دونم که تو هم می گی نه !! اصلا می دونی حالا چه وقت فکر کردن به آخر قصه ست ؟ اینجا هنوز اول راه ِ! اینو می دونم آخر قصه هر چه که باشه
تو با منی ، تو یادها و خاطره ها همین شاید برام کافی باشه حالا بیا هراس پایان رو از من بگیر حالا بیا به روزهای خوش هنوز نیومده فکر کنیم ! راه زیادی باقی مونده اما ....