تبليغاتX

سلام گلم به کلبه ی دل من خوش اومدین
   

 


* .:: فقط به خاطر تو ::. *  


بتراش ای سنگ تراش عاقبت شدم فداش ............... بنویس تا بدونه عمرمو دادم براش

 




 


درد و دل


       آثار بجا يك عاشق


دوستان


لینک های ویژه


فال عشق


آیدی من


آمار وبلاگ :

لوگوی وبلاگ


موزیک وبلاگ
 

چرا ؟

شبی تاریک و پر از سکوت در اتاقم تنهاتر از همیشه... ناامید از فردایی روشن...

بازم نقش چشمات در خیالم... تنها جایی که با همه بی قراریهام احساس آرامش میکنم...

خاطرات با تو بودن در حال رفت وآمد در ذهنم هستن... هنوز چشم به راهتم دیونه...

آخه چرا این نفسام تلخه واسم؟ ای کاش زودتر از موعود مقررم فرشته مرگ مرا به کام خویش می گرفت و این روح خسته را به آسمونا میبرد...

هر جا که باشه دیگه بدتر از این جا که نیست... شاید این جوری یک بار بمیرم...

ولی الان همه لحظاتم شده مردن و زنده شدن...

بذار حداقل یک کم از قصه عشقمون بگم تا شاید خوابم ببره...

 یکی بود یکی نبود غیر خدا هیچکی نبود یکی عاشقی بود که یک معبودی داشت... عاشقه دل خوش به وجود معبودش بود و پرستش اون بالاترین عبادتش بود... نمیدونست که یک روز الهه اش میره دنبال سرنوشتش و اونو تنها میزاره... و هیچی جز یادش براش یادگاری نمیزاره... نشنیدم چی گفتی: یک کم تندتر بگو: چی! روزهای شاد هم داشتیم! خوبه! ولی میدونی چیه: این حرفتم باور میکنم آره روزهای شاد هم داشتیم

ولی این قدر روزای غمگین داشتیم که شادیهای کوچیکمون لا به لای دریای غمها گم شدن...


 چرا www.shekastehdel1.blogfa.com


نويسنده: .:: مهــدی ::. مورخ: سه شنبه دوم تیر 1388 در ساعت: 13:53
      |+|

باور ندارم

باورندارم که تو از پیش من رفته ای

کلمات هرگزقادر نخواهند بود تا ازاحساس من نسبت به تو سخن گویند

وکلمات هرگزنمی توانند از حال من در فراغ تو بنویسند

باور ندارم که تو با من نیستی

در بی تو بودن دل بیقرارم با واژه اشک و اندوه گره خورده است

مرا ببین...

ببین که چگونه زیر سنگ قبر جدایی و دوری فراغ تو ;همه وجودم شکسته است

خدایا: چگونه ساختن با این اندوه جاودانه را به من بیاموز

چگونه سوختن را نیک میدانم...

 

تو رو ندارم - Www.shekastehdel1.bloGfa.CoM



نويسنده: .:: مهــدی ::. مورخ: شنبه پانزدهم فروردین 1388 در ساعت: 14:52
      |+|

علت تلخ

دیدی آخرش نموندی منو تا جنون کشوندی 

دلی که دادم به دستت آخرش زدی شکوندی

آخراش خوب شده بودی تیتر نامه هامو خوندی

اما چون خوندی و رفتی دلمو بیشتر سوزوندی

Www.ShekaStehDel1.BloGfa.CoM


نويسنده: .:: مهــدی ::. مورخ: دوشنبه سوم فروردین 1388 در ساعت: 17:29
      |+|

من با تو هرگز

سلام ای بی وفا ،‌ ای بی ترحم سلام ای خنجر حرفای مردم

 سلام ای آشنا با رنگ خونم سلام ای دشمن زیبای جونم

بازم نامه می دم با سطر قرمز  آخه این بار شده من با تو هرگز

 نمی خوام حالتو حتی بدونم  تعجب می کنی آره همونم

 همونی که زمونی قلبشو باخت  همون که از تو یک بت ،‌ یک خدا ساخت

 همونی که برات هر لحظه می مرد  که ذکر نامتو بی جون نمی برد

همونم که می گفتم نازنینم بمیرم اما اشکاتو نبینم

 همون که دست تو ،‌ مهر لباش بود  اگه زانو نمی زد غم باهاش بود

حالا آروم نشستم روی زانوم  ولی دیگه گذشت اون حرفا ،‌ خانوم

 تعجب می کنی آره عجیبه  می خوام دور شم ازت خیلی غریبه

 خیال کردی همیشه زیر پاتم ؟ با این نامردیات بازم باهاتم ؟

 برات کافی نبود حتی جوونیم  تموم شد آره گم شد مهربونیم

 دیگه هر چی کشیدم بسه پسر نمی بینیم همو این خوبه ،‌ بهتره

 دیگه بسه برام هر چی کشیدم  فریبی بود که من از تو ندیدم ؟

 دروغی هست نگفته مونده باشه ؟ کسی هست تو خیال تو نباشه ؟

عجب حتی دریغ از یک محبت دریغ از یک سر سوزن صداقت

 دریغ از یک نگاه عاشقونه  دریغ از یک سلام بی بهونه

نه نفرینت چرا ، این رسم ما نیست  اگر چه این چیزا درد شما نیست

 

گل بیتا چرا اخمات توهم شد؟ چیه توهین به ذات محترم شد ؟

 دیگه کوتاه کنم با یک خدافظ  که عشق ما رسید به سد هرگز


نويسنده: .:: مهــدی ::. مورخ: یکشنبه هجدهم اسفند 1387 در ساعت: 8:42
      |+|

تو جونمی ...

...عید سعید غدیر خم بر همه شما دوستان گلم مبارک باد

 

وقتی که رفتم تازه تو ميفهمی عاشقی چيه .... ميشناسی عشق و بعد من ميفهمی عاشقت کيه

عاقبت از غصه تو نقش تو قصه ها ميشم .... ميرم و پيدام نميشه تنها مثل خدا ميشم

وقتی که من عاشق شدم با همه بود و نبود .... تو خواب و تو بيداری هام نقش دو تا چشم تو بود

من همه جا کنار تو سايه به سايه کو به کو .... آينه اي که دم به دم با تو نشسته رو به رو

تو جونمی تو عشقمی قشنگ ترين بهونه اي .... برای زنده بودنم تو بهترين نشونه اي

تو بهترين دليل دل برای بودنم شدی .... نبودی از تنم جدا که پاره تنم شدی

پرنده قشنگ من اگه بيای بهار مياد .... برای اين شکسته دل يک سينه با قرار مياد

ستاره باز پايين ميياد دوباره باز سحر ميشه .... از آسمون و از زمين به من ميگن که يار مياد

تو جونمی تو عشقمی قشنگ ترين بهونه اي .... برای زنده بودنم تو بهترين نشونه اي

 

www.shekastehdel1.blogfa.com


نويسنده: .:: مهــدی ::. مورخ: چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 در ساعت: 12:37
      |+|

ازت بدم میاد

بگو دنبال چی بودی اون چی بود که من نداشتم

از این عالم چی میخواستی که به زیر پات نذاشتم

تو منو بازی میدادی تو غرورمو شکستی

تو هوس بازی میدونم،تو یه عاشق نمیخواستی

تف به روت به اون روی سیات ازت بدم میاد

ازت بدم میاد...ازت بدم میاد...ازت بدم میاد

تف به روت به اون رنگ و ریات

تف به روت به اون همه قشنگیات

ازت بدم میاد...ازت بدم میاد...ازت بدم میاد

دل به حرفای کی بستی ؟پای عشق کی نشستی؟

این روزا که بی کسم من ، تو توی آغوش کی هستی

عشق من به تو تمومه دلم این عشقو نمیخواد

آرزوم فقط همینه خبر مرگت بیاد

تف به روت به اون روی سیات ازت بدم میاد

ازت بدم میاد...ازت بدم میاد...ازت بدم میاد

تف به روت به اون رنگ و ریات

تف به روت به اون همه قشنگیات

ازت بدم میاد...ازت بدم میاد...ازت بدم میاد

دلم گریه می خواد دلم گریه می خواد
چرا هر چی بلاست سر دلم میاد

ازت بدم میاد - Www.ShekaStehDel1.BloGfa.CoM


نويسنده: .:: مهــدی ::. مورخ: سه شنبه نوزدهم آذر 1387 در ساعت: 11:24
      |+|

حدس تلخ خواستگاری

نه زنگی ، نه حرفی ، نه یادگاری . تو نکنه رفتی به خواستگاری 

 خب ببینم کیه ؟ موهاش بلنده ؟ توی خیابون بی صدا می خنده ؟

 چشاش چه جوره ؟ روشنه ؟ کشیدس. یقین دارم که شبیه سپیدس

 دساش چی ؟ جنس دستاش از بلوره ؟ تو صورتش یه چیزی مثل نوره ؟

ابروش چی ؟ حتما ابرواش کمونه .اخلاق و رفتارش چی ؟ مهربونه ؟

 چه رنگیه ؟ گندمی یا سفیده ؟چقدر دوس داری تبت شدیده ؟

 کجا دیدیش ، تو محل کارت ؟ اون چی ، مثل نو شده بی قرارت ؟

راستی مژش چی ؟ خیلی بر می گرده ؟ همونه که تو رو دیوونه کرده ؟

راستی موهاش چه رنگیه ؟ طلایی ؟ یا رنگی مثل رنگ بی وفایی ؟

قدش به قدت می خوره عزیزم ؟ بردارم اسفند براتون بریزم ؟

 خب عزیزم منو خبر می کردی . با گریه هام گلویی تر می کردی 

 ترسیدی من آه بکشم یا نفرین ؟ رد شه همون دقیقه مرغ آمین 

 من تو رو نفرینت کنم ؟ نمیشه . هنوز دوست دارم مث همیشه 

 تازه اگه دعاها مستجاب بود  قصه ی ما حالا توی کتاب بود 

 خلاصه که یه جمله می نویسم . با بارون پلکای سرخ و خیسم

اگه دعاهای منو می خوندن. به جای اون منو پیشت می شوندن 

 

 تا وقتی که کلاغ نره به خونه

این آرزو توی دلم می مونه ...

 

ShekaStehDel1.BloGfa.Com


نويسنده: .:: مهــدی ::. مورخ: یکشنبه چهاردهم مهر 1387 در ساعت: 17:45
      |+|

ای ستاره ها

ای ستاره ها که بر فراز آسمان

با نگاه خود اشاره گر نشسته اید

ای ستاره ها که از ورای ابرها

بر جهان نظاره گر نشسته اید

آری این منم که در دل سکوت شب

نامه های عاشقانه پاره میکنم

ای ستاره ها اگر بمن مدد کنید

دامن از غمش پر از ستاره میکنم

با دلی که بویی از وفا نبرده است

جور بیکرانه و بهانه خوشتر است

در کنار این مصاحبان خودپسند

ناز و عشوه های زیرکانه خوشتر است

ای ستاره ها چه شد که در نگاه من

دیگر آن نشاط ونغمه و ترانه مرد ؟

ای ستاره ها چه شد که بر لبان او

آخر آن نوای گرم عاشقانه مرد ؟

جام باده سر نگون و بسترم تهی

سر نهاده ام به روی نامه های او

سر نهاده ام که در میان این سطور

جستجو کنم نشانی از وفای او

ای ستاره ها مگر شما هم آگهید

از دو رویی و جفای ساکنان خاک

کاینچنین به قلب آسمان نهان شدید

ای ستاره ها ، ستاره های خوب و پاک

من که پشت پا زدم به هر چه که هست و نیست

تا که کام او ز عشق خود روا کنم

لعنت خدا بمن اگر بجز جفا

زین سپس به عاشقان با وفا کنم

ای ستاره ها که همچو قطره های اشک

سر بدامن سیاه شب نهاده اید

ای ستاره ها کز آن جهان جاودان

روزنی بسوی این جهان گشاده اید

رفته است و مهرش از دلم نمیرود

 

ای ستاره ها ، چه شد که او مرا نخواست ؟

ای ستاره ها ، ستاره ها ، ستاره ها

پس دیار عاشقان جاودان کجاست ؟

 

Ey Setareha - Www.ShekaStehDel1.BloGfa.CoM


نويسنده: .:: مهــدی ::. مورخ: پنجشنبه چهارم مهر 1387 در ساعت: 18:39
      |+|

آینه شکسته

دیروز به یاد تو و آن عشق دل انگیز

بر پیکر خود پیرهن سبز نمودم

در اینه بر صورت خود خیره شدم باز

بند از سر گیسویم آهسته گشودم

عطر آوردم بر سر و بر سینه فشاندم

چشمانم را ناز کنان سرمه کشاندم

افشان کردم زلفم را بر سر شانه

در کنج لبم خالی آهسته نشاندم

گفتم به خود آنگاه صد افسوس که او نیست

تا مات شود زین همه افسونگری و ناز

چون پیرهن سبز ببیند به تن من

با خنده بگوید که چه زیبا شده ای باز

او نیست که در مردمک چشم سیاهم

تا خیره شود عکس رخ خویش ببیند

این گیسوی افشان به چه کار ایدم امشب

کو پنجه او تا که در آن خانه گزیند

او نیست که بوید چو در آغوش من افتد

دیوانه صفت عطر دلآویز تنم را 

 ای اینه مردم من از حسرت و افسوس

او نیز که بر سینه فشارد بدنم را 

 من خیره به اینه و او گوش به من داشت

گفتم که چه سان حل کنی این مشکل ما را

بشکست و فغان کرد که از شرح غم خویش

ای زن چه بگویم که شکستی دل ما را

آینه شکستنی - Www.ShekaStehDel1.BloGfa.CoM

 

 امروز ۱۸ شهریور روز تولدمه خدارو شکر می کنم از این همه نعمتهای فراوانی که به ما داده و از اینکه بازم در کنار خانوادم هستم این دنیا هیچ چیزیش معلوم نیست شاید الان که دارم این متنو می نویسم فرداش نباشم . بعضی وقتا با کسایی آشنا میشی که خیلی دوستشون داری ولی روزی میرسه همون کسی که خیلی دوسش داری پشتتو خالی میکنه درست روزی که پر از مشکل و سختی هستی اینجاست که خنجر میخوره به قلب و ریشت . در واقع دنیا بد نیست ما آدمهاییم که بدیم

برای همه شما دوستان گلم آروزی خوشبختی و سلامتی دارم .

به امید دیدار دوباره ...


نويسنده: .:: مهــدی ::. مورخ: دوشنبه هجدهم شهریور 1387 در ساعت: 12:2
      |+|

سرباز بی کس

چشمی با رفتن من خیره نموند به در و به آسمونو پنجره

می دونم ، خیلیا گفتن چیزی نیس ماتم نداره ، بذار بره 

 وقتی رفتم کسی اشکش نیومد ، نیمود هیچ جا صدای گریه ای 

 توی این دنیای بد ، هیچکی نداشت از سفر رفتن من ، گلایه ای

هیچ کسی نگاش برام ابری نشد ، زلزله هیچ دلی رو تکون نداد 

 راس راسی ، واسه کسی مهم نبود نه که فک کنی بود و نشون نداد 

  کی می رم کجا می رم ، میام یا نه ، کسی لااقل اینو سوال نکرد 

 انگاری می خوام برم خرید کنم هیچ کسی چیزی نگفت ، حلال نکرد

دم رفتن کسی حرفی نمی زد همه ساکت بودن و بی سر و صدا

یه نگهبان که ما رو نگا می کرد زیر لب گفت ، به سلامتی کجا ؟

اشک و خندم دو تایی کنار هم با یه لحن مهربون جواب دادن

انگاری یه عالمه کوهای سخت از رو شهر شونه ی من ، افتادن 

 این سوال مهربونو بی ریا ، پرسش ساده ی یه غریبه بود

کسی که اسم منم نمی دونست زیر چشماش غمی بود ، داغ و کبود

شعرمو باید یه جور عوض کنم یا بذارمش همینجور بمونه

ته قلبم می خوام این حقیقتو هر کسی دوس داره شعرو ، بخونه

دم رفتن کسی گفت سفر به خیر که واسم غریب و ناشناخته بود

اما اون وقتی رسید که قلب من  همه ی آرزوهاشو باخته بود

بهتره اهالی رویامونو بدون توقعی ، جواب کنیم

نباید حتی رو بهترین کسا توی بدترین جاها ، حساب کنیم...


نويسنده: .:: مهــدی ::. مورخ: شنبه نوزدهم مرداد 1387 در ساعت: 12:49
      |+|