تبليغاتX

سلام گلم به کلبه ی دل من خوش اومدین
   

 


* .:: فقط به خاطر تو ::. *  


بتراش ای سنگ تراش عاقبت شدم فداش ............... بنویس تا بدونه عمرمو دادم براش

 




 


درد و دل


       آثار بجا يك عاشق


دوستان


لینک های ویژه


فال عشق


آیدی من


آمار وبلاگ :

لوگوی وبلاگ


موزیک وبلاگ
 

تو و آرزوی من

هرچی حرفای قشنگه مال تو                    هرچی گوشه وکنایست مال من

                  هرچی آهنگ قشنگه مال تو                    صدای ساز شکسته مال من

                  کوه بیستون با نقشش مال تو                    تیشه ورنجش مال من


                 هرچی آسمون صاف مال تو                      هرچی ابرای سیاهه مال من

                  هرچی روزای بلنده مال تو                        شبای سیاه ابری مال من


                  اون شبای پرستاره مال تو                        یه دونه ماه ونشونش مال من

                  هرچی دریاست توی دنیا مال تو                  یه چیکه قطره بارون مال من

                   تموم رنگهای عالم مال تو                       یه دونه رنگ قشنگش مال من

 

sheKastehDel1.BloGfa.Com


نويسنده: .:: مهــدی ::. مورخ: دوشنبه نوزدهم بهمن 1388 در ساعت: 0:17
      |+|

(-----** قصه درد و جدایی**-----)

یه روزی یه روزگاری توی این دنیای نامرد پسری دل خسته از عشق و امید زندگی می کرد . پسرک دلش پاک بود ولی شکسته . یه روزی از همین روزها با دختری آشنا میشه . پسرک از اینکه از تنهایی در اومده بود خیلی خوشحال میشه بعد از چند روز پسرک قصه ی ما حسابی عاشق دختره میشه دختره هم اونو دوستش داشت یه روز که تلفنی با هم حرف می زنن پسرک تمام جریانات خودشو به دختره میگه چون دوستش داره از خانوادش از خودش از همه . پسره می گه من تا حالا عاشق چند نفر شدم ولی به هیچ کدومشون نرسیدم یعنی اونا منو  تنها گذاشتن دخترک زود میگه ولی من از اون دخترا نیستم درسته با هم فرق داریم ولی من همیشه تا وقتی هستم دوست دارم و خواهم داشت یه روز پسرک واسه اینکه حرف دختره رو باور کنه یه بهانه گیر میاره از یه حرفه دختره و تا چند روز نمیاد خودشو بهش نشون نمیده تا ببینه اون چه عکس العملی نشون می ده وقتی میبینه که دختره نگرانش شده و به یادشه بعد از ۴ روز دوباره میاد و با هم آشتی می کنن این اتفاق مربوط به روزهای اولشونه . دختره گاهی وقتا با بعضی از کاراش پسرک مارو ناراحت می کرد مثلا زیاد بهش جواب نمی داد یا بی محلی می کرد پسره خیلی ناراحت ، ناراحت تر از همشه میگه دیگه محل نمی دی و از این حرفا به یه حساب گله کردن دختره هم بهونه میاره چیزی نمی گه تا اینکه به جایی میرسه که با هم قهر می کنن . خیلی واسه پسره سخت می گذشت بعد از یه هفته دیگه تحمل نداشت به دختره زنگ می زنه دختره هم خوشحال میشه که پسرک اومده  با هم حال و احوال پرسی می کنن خیلی خوشحال بودن دختره اون روز خیلی با پسرک قصه ی ما خوب رفتار کرد دختره می گفت من فکر کردم دیگه منو از یاد بردی ، پسرک می گفت اگه از یاد برده بودم که الان پیشت نبودم . خلاصه اون روز می گذره . روز بعد از دختره خبری نبود . روز بعدش که دیدش دختره خیلی بی محلی کرد نمی دونم جریان این کارش چی بود ولی برخورد خوبی نداشت . گفت : ما داریم میریم مسافرت تا یه هفته نیستم بعدش هم تا ۳ ماه خونه خواهرم هستیم .  پسره خیلی نگران میشه میگه عزیزم نکنه منو از یاد ببری نبینم دیگه فراموشم کرده باشی و از این سفارشات . تا اینکه سه یا چهار روز از رفتن دخترک نمی گذره که پسرک زنگ می زه دختره اصلا جوابشو نمیده همش قطع می کرد پسرک زنگ می زنه به خواهرش ، خواهرش هم که رودر وایسی با پسرک نداره زود میگه اصلا نمی خواد با تو صحبت کنه مگه زوره ؟ پسره خیلی ناراحت میشه اصلا باورش نمی شد با خودش می گفت شاید این از من خوشش نمیاد این جوری گفته دوباره زنگ می زنه به دختره این دفه گوشی رو بر می داره میگه جریان چیه خواهرت چی می گه اونم گفت : هر چی می گه راست میگه باز پسره گفت نه دروغه دارین شوخی می کنین ولی دختره با جدیت گفت نه راست راسته پسره میگه اگه راسته به جون من قسم بخور اون وقت باور می کنم دختره هم به جونش قسم می خوره میگه : به جونه تو راسته . دنیا رو پسره خراب میشه نمی دونست چی کار کنه اصلا باورش نمیشد که این حرفو از اون شنیده باشه در حین همین حال باز دختره میگه من که نباید به خاطر تو از بقیه بگذرم دیگه پسرک نمی دونست چی کار کنه چون باورش نمیشد دیگه نتونست حرف بزنه فقط به زور گوشی رو قطع کرد و ...

تو زمونه کسی رو نگه داشتن خیلی سخته خیلی

 

www.shekastehdel1.blogfa.com


نويسنده: .:: مهــدی ::. مورخ: جمعه نهم بهمن 1388 در ساعت: 19:51
      |+|

** گل نازم **

اگر ماه بودم به هر جا که بودم سراغ تو را از خدا می گرفتم

 
اگر سنگ بودم به هر جا که بودی سر رهگذار تو جا می گرفتم

 

اگر ماه بودی به صد ناز شاید شبی بر لب باممان می نشستی

 
اگر سنگ بودی به هر جا که بودم مرا می شکستی


 


نويسنده: .:: مهــدی ::. مورخ: چهارشنبه هفتم بهمن 1388 در ساعت: 12:8
      |+|

تنها...

هر شب وقتی تنها میشم حس می کنم پیش منی

دوباره گریم می گیره انگار تو آغوش منی

روم نمیشه نگات کنم وقتی که اشک تو چشمامه

با اینکه نیستی پیش من انگار دستات تو دستامه

بارون میباره و تو رو دوباره پیشم می بینم

اشک تو چشام حلقه میشه دوباره تنها میشینم

قول بده وقتی تنها میشم بازم بیای کنار من

شبای جمعه که میاد بیای سرِ مزارِ من

دوباره باز یاد چشات زمزمه ی نبودنم

ببین که عاقبت چی شد قصه ی با تو بودنم

خاک سرِ مزارِ من نشونی از نبودنم

دستای نامردم شهر جنازه ام ربودنه

به زیر خاکمو هنوز نرفتی از یاد من

غصه نخور سیاه نپوش گریه نکن برای من

 

دیگه فقط آرزومه بارون بباره رو تنم

رو سنگ قبرم بنویس تنهاترین تنها منم


 www.shekastehdel1.blogfa.com


نويسنده: .:: مهــدی ::. مورخ: دوشنبه بیست و سوم آذر 1388 در ساعت: 13:40
      |+|

من دلم تو رو می خواد

من دلم دریا می خواد موج و ساحل و غروب

من دلم آتیش می خواد داغ تر از تن جنوب

من دلم رویا می خواد من دلم قصری سفید

بایه دشت گلای سرخ جوی آب کنار بید

من دلم تو رو می خواد ماه و خورشید توی دست

وقتی که شبنم عشق رو تن گلا نشست

من دلم نفس می خواد تازه باشه و عمیق

من دلم تو رو می خواد نیستی اما ای دریغ

من دلم هر چی بخواد جای تو خالیه باز

تو که باشی عزیز م ندارم دیگه نیاز

نه به قصر و نه به گل نه به خورشید و خیال

من دلم تو رو می خواد ای تو رویای محال

تو رو میخوام - www.shekastehdel1.blogfa.com


نويسنده: .:: مهــدی ::. مورخ: شنبه هجدهم مهر 1388 در ساعت: 10:11
      |+|

اجازه . . .
اجازه هست عشق تو رو تو كوچه ها داد بزنم؟            

                 رو پشـت بـــــوم خونه ها اسمتو فریاد بزنم؟

                           اجازه هست كه قلـبمو برات چراغونی كنم؟

    پیش نگاه عاشقت،چشـــــمامو قربونی كنم؟

                         اجازه میدی تا ابـد سر بزارم رو شونه هات؟

                                                   روزی هزار و صـد دفه بگم كه میمیرم برات؟

اجازه میدی كه بـگم حرف ترانه هام تویی؟

                دلیل زنده بودنـــــم ، درد بهانه هام تویی؟

                          اجـــازه هست تا تـه مـرگ منتظر تو بشینم؟

      تو رویاهــای صورتیم، خودم رو با تو ببینم؟

                        اجازه هست جار بزنم بگم چقد دوست دارم؟

                                                   بگم می خـــوام بخاطرت سر به بیابون بزارم؟

 اجازه میدی قـصه هام با عشق تو جون بگیره؟

             چشمای عاشقـــم واست روزی هزار بار بمیره

                    اجازه میدی عشقـــمو همش بهت نشون بدم؟

 پیش زمین و آسمــون واسه تو دس تكون بدم؟

            اجازه میدی كه فقــــــط تو دنیا با تو بمونم؟

                   هر چی كه عاشقانه بــــود به خاطر تو بخونم؟

 اجازه هست پناه من گــــــرمی آغوشت بشه؟

           هر اسمی جز اسم خودم ،دیـگه فراموشت بشه؟

                   اجازه هست ؟ بگو كه هست ، من همشو دارم میگم

 با تو به آسمون میرم ،با تـــــــــــــو یه آدم دیگم

          اجازه میدی كه بگم ،من مال تـــــــو،تو مال من؟

                 من از تو خواهش می كنم كه زیر وعـــده هات نزن

 

اجـــــــازه تـــو دست تـــو ،اجازه من دست تـو خنده من خنـــــــده تو ،شكست من شكست تـو

 

shekastehdel1.blogfa.com


نويسنده: .:: مهــدی ::. مورخ: سه شنبه سی و یکم شهریور 1388 در ساعت: 14:27
      |+|

آینه شکسته

دیروز به یاد تو و آن عشق دل انگیز

بر پیکر خود پیرهن سبز نمودم

در اینه بر صورت خود خیره شدم باز

بند از سر گیسویم آهسته گشودم

عطر آوردم بر سر و بر سینه فشاندم

چشمانم را ناز کنان سرمه کشاندم

افشان کردم زلفم را بر سر شانه

در کنج لبم خالی آهسته نشاندم

گفتم به خود آنگاه صد افسوس که او نیست

تا مات شود زین همه افسونگری و ناز

چون پیرهن سبز ببیند به تن من

با خنده بگوید که چه زیبا شده ای باز

او نیست که در مردمک چشم سیاهم

تا خیره شود عکس رخ خویش ببیند

این گیسوی افشان به چه کار ایدم امشب

کو پنجه او تا که در آن خانه گزیند

او نیست که بوید چو در آغوش من افتد

دیوانه صفت عطر دلآویز تنم را 

 ای اینه مردم من از حسرت و افسوس

او نیز که بر سینه فشارد بدنم را 

 من خیره به اینه و او گوش به من داشت

گفتم که چه سان حل کنی این مشکل ما را

بشکست و فغان کرد که از شرح غم خویش

ای زن چه بگویم که شکستی دل ما را

آینه شکستنی - Www.ShekaStehDel1.BloGfa.CoM

 

 امروز ۱۸ شهریور روز تولدمه  خدارو شکر می کنم از این همه نعمتهای فراوانی که به ما داده و از اینکه بازم در کنار خانوادم هستم این دنیا هیچ چیزیش معلوم نیست شاید الان که دارم این متنو می نویسم فرداش نباشم . بعضی وقتا با کسایی آشنا میشی که خیلی دوستشون داری ولی روزی میرسه همون کسی که خیلی دوسش داری پشتتو خالی میکنه درست روزی که پر از مشکل و سختی هستی اینجاست که خنجر میخوره به قلب و ریشت . در واقع دنیا بد نیست ما آدمهاییم که بدیم

برای همه شما دوستان گلم آروزی خوشبختی و سلامتی دارم .

به امید دیدار دوباره ...


نويسنده: .:: مهــدی ::. مورخ: چهارشنبه هجدهم شهریور 1388 در ساعت: 12:2
      |+|

كاش كه تو پيدات نميشد

سلام بهونه قشنگ من برای زندگی كاش كه تو پيدات نميشد ،جواب نامه مو بدی

 

اصلا چرا من پرسيدم،چه ميكنی باسرنوشت؟

اصلا چی شد كه دست تو،جواب نامه مو نوشت؟

 

بگو چرا تو اولش گفتی سلام رنگين كمون

ميون راه اما شدي،با دل من نامهربون

 

چادر شب لطيفتو از روت شبا پس نزنی

اين حرفا كه به من زدی ديگه به هيچكس نزنی

 

گفتی چرا نامه من دست تموم عاشقاس

اون كه ميگفت عاشقتره،جواب بده حالا كجاس؟

 

گفته بودی درد كشيدن كه كاره هرروزت بوده

حرفای خوب چرا عزيزم مال ديروزت بوده

 

راستی خودت يادت مياد،حرفای اولين نوار

اگه داری نمونشو،يه بار واسه خودت بزار

 

گفته بودی كه سرفه هام مال هوای دوريه

يه وقتاهم سرفه مال نزديكيه،اينجوريه

 

گفتی دلت كه ميگيره،ميری كنار آسمون

ايندفعه رفتی خوب ببين،گم شده باز ستارمون

 

گفتی نميتونی منو،دست خدامون بسپری

راس بگو،تعارف نداريم،هنوز يكم دوسم داري؟

 

بهتره كه نامه من،هميشه بی جواب باشه

بذار هميشه اون همون،شعر توی كتاب باشه

 

گفته بودی سالی يه بار،دلم بهت سرميزنه

چيكار كنم دلت داره يه جا ديگه،پر ميزنه

 

به من نگو دل خودت هميشه يه جای ديگه س

حرفا و شعرای توام،مال يه رسوای ديگه س

 

اين نامه رو نوشت دلم واسه كسی كه نمياد

واسه كسی كه ميخوامش،اون اما منو نميخواد

 

انگار جواب نامه مم ،حالا درست دراومده

نشونه گيريتم درست،به وسط هدف زده

 

گفتی كه واژهها چقدر،پيش نگاه تو كمن

حرفهای تو يه مدته،سردو،عجيبو،مبهمن

 

گفتی سفارش نكنم،منظور جواب نامته

حقيقتو اگه بخواي،نامه تو،تو نوبته

 

بيشتر وقتا زندگيمو،ميگيرن درد و غما

بقيه شو هم ميزارم،واسه جواب آدما

 

دلم واست شور ميزنه،اينبار فقط واسه خودت

دلم ميخواس جواب بدم،نامه تو،تا تولدت

 

اما نشد بذار پای بارونی بودن هوا

قبوله تقصير منه،اما بهم نگو چرا

 

نامه اول تورو،گذاشتمش تو قاب خيس

اگه هنوز همونجوري،واسم يه چيزی بنويس

 

شمدونيمون اما هنوز،همونقدر دلواپسه

چه جور بگم،ميترسه كه به آرزوهاش نرسه

 

من به اينا كار ندارم،تو ميدونی با شمدونی

من ازتو چيزی نميخوام،جز همونا كه ميدونی

 

گفته بوديم كه ناممون،شايد بشه صدتا كتاب

بهتره اين جور نامه ها ،هميشه باشه بی جواب

 

فكر نكنی معنی حرفام،مال ناسپاسيه

ممنون جوابمو دادي،اين مال بی حواسيه

 

باز مث نامه اولي،می سپرمت دست خدا

نامت ولی سر بوده از،تموم حرفو نامه ها

 

سعی كن جواب نامه هيچكسی رو ديگه ندی

منم ميرم سراغ اون،ديوونه هميشگی

 

دوست دارم از من نرنج،حرف منو به دل نگير

ببخش كه واسه جواب،يكی دو ماهی شده دير

 

برعكس نامه اولي،روز دوازده بهارهرجايی از حال خودت بهارو بيخبر نذار


نويسنده: .:: مهــدی ::. مورخ: شنبه بیست و چهارم مرداد 1388 در ساعت: 20:12
      |+|

خدانگهدار

هرچه کردم نشدم از تو جدا ، بدتر شد

گفته بودم بزنم قيد تو را ، بدتر شد

مثلا خواستم اين بار موقر باشم

و به جاي "تو" بگويم که "شما"، بدتر شد

آسمان وقت قرار من و تو ابري بود

تازه، با رفتن تو وضع هوا بدتر شد

چاره دارو و دوا نيست که حال بد من

بي تو با خوردن دارو و دوا بدتر شد

گفته بودي نزنم حرف دلم را به کسي

زده ام حرف دلم را به خدا، بدتر شد

روي فرش دل من جوهري از عشق تو ريخت

 

آمدم پاک کنم عشق تو را ، بدتر شد...

 

خدانگهدار www.negahe-mehraboon.blogfa.com


نويسنده: .:: مهــدی ::. مورخ: شنبه بیست و هفتم تیر 1388 در ساعت: 11:46
      |+|

دوباره

روزی دوباره به سراغم خواهی امد . ولی می دانم که شادابی ات را در پس جاده های جوانی گم کرده ای . ولی باز هم پذیرایت خواهم بود . اگر چه فانوس قلبم سوسو می زند و تکه های شکسته قلبم که تو سالها پیش با بی رحمی آن را شکسته ای با یک اشاره از هم خواهد پاشید . ولی باز هم پذیرایت خواهم بود . پس از آمدنت ، در زلال چشمانت خیره خواهم شد

و به تو خواهم گفت : که سالهای زیادی را به انتظارت نشسته ام .

 

www.shekastehdel1.blogfa.com


نويسنده: .:: مهــدی ::. مورخ: یکشنبه بیست و یکم تیر 1388 در ساعت: 12:38
      |+|